خانه نارنجی

این وبلاگ حالت روحی الان منه! خانه ای مجازی برای تنهایی هایم

من و سونوگرافی
ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٢٠   کلمات کلیدی: سونوگرافی ،کلیه ،مریض ،درد
این برنامه: سونوگرافی !
من (در حال دراز کشیدن روی تخت): دکتر ایشالا که هیچی پیدا نکنی...
دکتر: (با خنده) من دستم به کم نمیره...
من: (دو نقطه خط) :| (پوکر فِیس)
.
(چند دقیقه بعد، بعد از اتمام سونوگرافی)
.
دکتر: ببین بابا جون من الان میتونم بنویسم کلیه چَپِت سنگ ریزه داره ولی نمینویسم چون سنگ نیست ! رسوب داره. توی کلیه ت رسوبات زیاده، اگه مایعات نخوری شیش ماه دیگه همه اینا سنگ میشه!
من: الان این خوبه یا بده؟
دکتر: معلومه که از سنگ بهتره اما خوبم نیست.... حالا چیکار کردی اینجوری شدی؟
من:چند روز پیش استخر بودم!
دکتر: ببین آقا جون اگه میخوای دیگه پهلوت درد نگیره حرفامو آویزه گوشات کن! فقط مایعات بخور.. فقط مایعات!
من: مایعات بخورم این رسوبات دفع میشه؟؟ نمیمونه که؟
دکتر: اره بابا میره همش...
من: هووووف... (نفس عمیق به دلیل راحت شدن خیال).
دکتر: پاشو برو دیگه.... بازم میگم، مایعات یادت نره.
من: چشم آقای دکتر. دمت گرم.
.
.
پ.ن اول: سونوگرافی وقتی میترسی یه چیزیت باشه از مُردن ترسِش بیشتره. انقد استرس داره که همه کارای کرده و نکرده ت میاد جلوی چشمات رژه میره... مخصوصا وقتی همه نفرات قبل از تو هر کدوم سه چهارتا سنگ کلیه داشته باشن...
پ.ن دوم: مایعات بخورید.