عربده های ظهرگاهی

دلم گرفته بود
از زمین و زمان
از پیر و جوون
از خودم بیشتر ?? ??
گفتم بیام چارتا آب نکشیده بدم دلم خنک شه ??
گفت ببین فش بدی در وبلاگتو میبندن
بدون هیچ اخطاری،
گفتم خب آب نکشیده نمیدم، غیربهداشتی فُـش میدم .. اینجوری خوبه؟
گفت خود دانی و رفت ..
ببین منم میدونم فش بده??
اصن فش نمیدم باشه!
ولی بذار بگم اون بدبختای نمـ ـ به حـ ــ از خدا بیخبر چجوری با روانم بازی کردن ??
بذار برـــ به این زندگی که هیچوقت ازش نیووردم ??
ینی شانسمو باید گـُ ـــ بگیرن جای گِل .. ??
اونا بجهنم اصلا .. 
هر اــ به ما رسید خودشو چـُ ــ کرد گذاشت اونور ??
اینو چیکارش کنم .. ؟
 هیشکی ما رو نخواست تو این دنیای ـــ ??
چیه چرا اونجوری نگاه میکنی؟ ??
نکنه میخوای در وبلاگو ببندی؟ ??
ببینم تو اصن میفهمی تنهایی چیه؟
میفهمی سوزش قلبو؟
اصن تو عمرت نگران بودی؟
نبودی دیگه ..
چیه زورت به همین چند مِگ رسیده؟
باشه ببند، راحتمون کن ..??
سیگار داری؟ 
خمیازه
#قلب درد #جرقه قلبی #فلک دون #چرخ بوقلمون #جهان بی بنیاد
/ 1 نظر / 18 بازدید
bm

چیه؟؟؟ :)))) تو که خودت میگفتی درست میشه... بعدشم... چیچیو بیا ببند... خخخخخخ بیخود کرده... وبلاگ به این خوبی :دی بازم که فونتت خوب نیست.. چشمو خسته میکنه خوندنش... سعی کن فونت نرمال تری انتخاب کنی.. خخخخ