رازِ مگو

-قلبم درد میکنه
+خب برو دکتر
-رفتم
+چی گفت؟
-میگه هیچیت نیست ..
-ولی من قلبم درد میکنه 
+خب چته تو آخه
+داری گریه میکنی؟ دیوونه ای مگه؟
-آره!
 
...

رفتم تو اتاق، خودمو انداختم رو تختم ..
دارم یخ میزنم .. 
تاریکی اتاق گلومو گرفته فشار میده ..
قلبم درد میکنه .. 
کجای دنیاتم خدا .. کجاشم که نمیبینی منو ..
 
...

در وجود هرکس رازی بزرگ نهان است
داستانی ، راهی ، بی راهه ای ، احساس سر به مهری ، زندانی ، پناهگاهی ..
تا خدا نخواهد شکوفا نمیشود
چشم به بالا بدوز
و گاهی خود را دریاب
که هدف زیاد است
مقصود زیادتر
اما عشق نه هدف است، نه مقصود
آنچه توانسته با تو عجین شود همیشه برتر است
و چه چیز بالاتر از آن که بخواهی برسی به او ؟
بدون شک هیچ نخواهی یافت ..
 
 
/ 0 نظر / 22 بازدید