فرصت های شغلی - دوشغله گری

جمشید تو نیمه نهایی جام ملت های اروپای سال 1983 داور بازی آلمان - هلند تو زمین آلمان بود.خیال باطل
 یه طرف آلمانیا که ماشالا خون آریایی دارن، استخون بندیا درشت، قوه بدنی زیاد؛????
یه طرف هم هلندیای پیزوری که تو گل و گیاه بزرگ شدن!??????
 خلاصه آقا تو ده دقیقه اول هلند سه تا مصدوم داد و سه تا تعویض اجباری کرد.??
دقیقه 12دروازه بانشون هم پژمرد.
جمشید که دید اوضاع خیلی خیطه، یه چاره جست و یه باگ ار تو قوانین فیفا درآورد.
سرمربی آلمان (ایستانخاتن) رو کشید کنار گف:
نیگا سید! من و تو هم خونیم، باس حرف هم رو بفهمیم.
رسم مروت و فتوت و مهمون نوازی نیس و این حرفا!
بیا آقایی کن بذار من واستم دروازه بان هلند.
به جان دلبر نامردم اگه جانبداری کنم.
ایستانخاتن هم که دید حرف حساب جواب نداره تسلیم منطق جمشید شد. 
لال شم اگه دروغ بگم!??
هفتاد و هشت دقیقه تمام جمشید هم دروازه بان بود هم داور وسط!??
تو همه جای میدون حضور داشت و یه صحنه هم از دستش در نرفت. اصن وضعیت طوری بود که "کارل پوپر" اصل عدم قطعیت به ذهنش رسید! 
خلاصه بازی که تموم شد وقتی جمشید برگشت وطن، تو فرودگا جلوش رو گرفتن که آقا شما دو شغله هستی و فلان و بیسار.
جمشیدم هم داوری هم دروازه بانی رو ول کرد و آمد آسایشگاه... قهر
/ 2 نظر / 14 بازدید
عشق به مردم

سلام خوبي دوست من؟ مطالب مفيدي داري به منم سر بزن نظر يادت نره!!!!!!

عشق به مردم

سلام خوبي دوست من؟ مطالب مفيدي داري به منم سر بزن نظر يادت نره!!!!!!